کتابخانه اسرار

محصور بین کتابا، شایدم نه.

جریان

ما تا همیشه جریان داریم.

 

زیبای بوسیدنی من،

اوقات زیادی می‌شه که به لحظه‌های مشخصی از زندگیم فکر می‌کنم و انقدر پررنگن که انگار دارم دوباره و دوباره اتفاق افتادنشون رو می‌بینم؛ می‌تونم توی دستام بگیرمشون، عطرشون رو بو کنم و توصیف تک‌تک لحظاتشون رو بنویسم. می‌دونی که این لحظات مثل دود سیگارن، می‌درخشن، می‌چرخن و توی هوا محو می‌شن و فقط عطرشون می‌مونه. 

بهت گفته بودم، می‌ترسیدم، از حس کردنم می‌ترسیدم اما دیگه این‌طوری نیست؛ حالا دارم به یاد می‌آرم و تو رو می‌بینم که توی تموم اون لحظات با من بودی. ما جلوی رستوران ایستاده بودیم و هوا سردتر و سردتر می‌شد، ما پیاده یه مسیر طولانی رو تا خونه رفتیم و تموم مدت لبخند روی لبامون بود، ما توی شهربازی می‌خندیدیم و صحبت می‌کردیم، من جزوی از توئم و تو جزوی از من. من جای تو زندگی می‌کنم و تو جای من.

 امیریوسف و زیبایی وجود نداره. ما یکی هستیم.

ما با هم توی حیاط نشسته بودیم و به ماه نگاه می‌کردیم، ما بودیم که وقتی کف خونه رو آب برداشته بود با جوراب‌های خیس شروع به جمع کردن فرش‌ها کردیم، ما بودیم که سیگار به لب die for you از د ویکند رو بلند می‌خوندیم و صبحش با حالت تهوع طلوع آفتاب رو تماشا می‌کردیم. ما‌ اونجا بودیم، تو سیگارم بودی و من فندکت، تو برای من اعتیاد به خودت رو آوردی و من برای تو جرقه‌ای که باعث درخشیدنت شده.

ما هزاران دفعه زندگی می‌کنیم و توی هر زندگی من به چشمات خیره می‌شم و تو لبخند می‌زنی. توی هر زندگی با هم die for you از د ویکند رو می‌خونیم و توی هر زندگی موقع غذا درست کردن برات، دستم می‌سوزه. ما اونجاییم و تکرار می‌شیم، دوره‌های زمانی متفاوت، روش‌های آشنایی متفاوت و زبان و لهجه‌ی متفاوت. گاهی آدم و گاهی گربه و گاهی درخت. اما برای من فرقی نداره. تنها چیزی که هیچوقت تغییر نمی‌کنه، نوع نگاه من به توئه. 

چون تو همیشه می‌درخشی و من همیشه عاشق توئم.

 

از طرف امیریوسف.

با عشق.

۲ ۱۲

نت‌های پیانو

زیبای قشنگ من،

ملاقات‌هایی که اینجا با هم داریم رو دوست دارم؛ خیلی خالص و دور از هر شلوغی‌ای هستن، بهم اجازه می‌دن بهتر عاشقت باشم. بهم اجازه می‌دن بیشتر نزدیکت باشم.

زمان‌های زیادی هست که مچ خودمو در حال فکر کردن به گذشته می‌گیرم. فکر کنم می‌ترسم دیگه چیزی مثل قبل نشه و اگه بشه، تو دیگه عاشقم نباشی.

می‌گردم تا بتونم شخصیتی از خودم بسازم که هم توی دوست داشتنت جسور باشه و هم جلوی دنیا محافظه‌کار، بتونه هم ببوستت و هم ازت محافظت کنه، دستی که محکم می‌گیریش و آغوشی که توش به راحتی گم می‌شی، چشم‌هایی که از شدت درخشیدنت روشن می‌شن و لب‌هایی که وقتی اسمتو می‌گن لبخند می‌زنن.

 بوسه‌ی بی‌نقصی که روی پیشونیت فرود میاد و تا همیشه ثبت می‌شه، سیگاری که تو می‌بوسیش و دودش توی وجودت ذوب می‌شه، انگشت‌هایی که روی پوستت نت‌های پیانو رو اجرا می‌کنن. آرشه‌ای برای ویولن تنت.

عزیز دلم، من اشتباهات زیادی داشتم. خودم رو شکنجه می‌دادم و سعی می‌کردم ذره ذره‌ی کسی که می‌تونستم برای تو بشم رو دفن کنم چون ازش می‌ترسیدم. چون فکر می‌کردم اگه بتونی من واقعی رو ببینی، احساست بهم تغییر کنه.

سعی کردم قوی باشم تا بتونم ازت دفاع کنم در صورتی که خودمو در معرض خطر قرار می‌دادم. سعی می‌کردم کس دیگه‌ای باشم در صورتی که تو، من رو بوسیدی نه کس دیگه‌ای رو. دنبال نوشتن دوباره‌ی خودم بودم تا بتونم برای تو بی‌نقص باشم در صورتی که زیباترین عکس من و تو، همون عکس تار و بی‌کیفیتیه که داریم توش می‌خندیم. 

بین کتاب‌ها و تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌هام از آینده گم شده بودم و یادم رفته بود که برای تو حاضرم همشون رو آتیش بزنم. فکر می‌کردم ساختن یه نسخه‌ی بی‌نقص از خودم باعث می‌شه مرد بهتری باشم و یادم رفته بود که تو بیشتر از همه، زخم‌هام رو بوسیدی.

یادت نره، من نت‌های پیانوی کنار صدات هستم و ما تا همیشه به عنوان یک آهنگ، جریان داریم.

 

از طرف امیریوسف. 

با عشق.

 

پ.ن: امیدوار باش که دستور العمل درست کردن کیک موردعلاقه‌ت رو پیدا نکنم.  

۴ ۵

درخشش

ما یک بازتاب دقیق از عشق هستیم.

 

زیبای عزیزم،

همه‌چیز در حال فرو پاشیدنه و من به تو فکر می‌کنم. مسیر آینده‌م هر ساعت عوض می‌شه و من به تو فکر می‌کنم. چیزها جوری که برنامه‌ریزی کردم اتفاق نیفتادن و من هنوز به تو فکر می‌کنم.

ما در حال رقصیدنیم و من برات می‌نویسم؛ نامه‌هام به تو توی زمان می‌چرخن و ثبت می‌شن چون عشق من به تو همیشه جریان داره، ما همیشه جریان داریم و می‌درخشیم. رقص ما روی زمین جا می‌ذاره و درخششمون از آسمون پیداست. رایحه‌ی عطرمون توی جاهایی که بوسیدمت، جریان داره و طرح لبخندت روی دیوارهاش نقش بسته. دفعه‌ی قبل شال‌گردنم رو گرفتی و بهم گفتی هروقت دلم برات تنگ شد اینو می‌اندازم دور گردنم و تظاهر می‌کنم بغلم کردی، به روت نیاوردم که از اون موقع به بعد توی تموم عکسایی که ازت گرفته شده اون شال‌گردن دور گردنت بود. 

من آتیش توی قلبتم، توی تو گم میشم، توی تو ذوب میشم تا جایی که هیچی ازم نمونه. نور تو روی من می‌درخشه و روشنم می‌کنه. جای دستات روی تنم می‌مونه و خاموشم می‌کنه. رد بوسه‌هام روی تنت می‌مونه و می‌درخشه. من سیگار توئم و تو ستاره‌ی منی. من دود سیگارِ توی ریه‌هاتم و تو نور کورکننده‌ی توی چشمامی.

ما همه‌‌جا هستیم و تا همیشه جریان داریم. ما توی هر فیلم عاشقانه‌ای هستیم که تا حالا کارگردانی شده، توی هر آهنگ احساسی‌ای که تا حالا خونده شده و توی هر نامه‌‌ای که تا حالا برای یه معشوق نوشته شده. ما همه‌جا هستیم. توی هر اثر هنری و هر موزه‌ای که تا حالا وجود داشته، توی هر شهر و هر بوسه‌ای که تا حالا شکل گرفته، توی ذهن هر شاعر و روی کاغذ هر نویسنده‌ای که می‌نویسه.

ما همه‌جا هستیم، چون می‌درخشی و هیچکس نمی‌تونه درخشیدنت رو نادیده بگیره.

 

می‌دونی که دوستت دارم.

با عشق، امیریوسف.  

۴ ۷

ستاره‌ی زیبا و دوست‌داشتنی من

زیبای دوست‌داشتنی من.

اتفاقات زیادی افتاد. اونقدری که نمی‌شه الان و اینجا توضیحشون داد؛ اونقدری که اگه بخوام اینجا توضیحشون بدم برای نوشتن درمورد تو، جا کم میاد و تو هم که خوب منو می‌شناسی، تنها چیزی که بیشتر از نوشتن و صحبت کردن درمورد تو دوست دارم، نگاه کردن بهته. 

زیبای عزیز من، حالا که بزرگ‌تر شدم و تجربه‌ی بیشتری دارم، می‌تونم بهتر توصیفت کنم و زیباتر ازت بنویسم. حالا بزرگ‌تر شدم و می‌تونم محکم‌تر بغلت کنم، حالا بزرگ‌تر شدم و زورم بیشتر از همیشه به دنیا می‌رسه.

من کنار تو بزرگ شدم، من با تو بزرگ شدم ولی هنوز همون عشق‌ کتاب 14 ساله‌م. تو با من بزرگ شدی، تو کنار من بزرگ شدی و هنوز همون ستاره‌ای هستی که همیشه بودی.

ما هیچوقت تغییر نکردیم. هر بوسه و هر آغوش، هر خنده‌ای که کنارم داشتی و هر گریه‌ای که توی بغلم کردی، هر بار که با هم رقصیدیم و هر بار که با هم بحث کردیم، هر بار که بهم زنگ زدی و هر بار که دیدمت، ما هنوز همون بچه‌هاییم، تو هنوز همون ستاره‌ی درخشانی و من هنوز همون عشق کتاب 14 ساله، تو هنوز می‌خونی و من هنوز می‌نوازم، نت‌های پیانوی من تا ابد کنار صدات می‌درخشن و اکوی خنده‌های ما توی زمان پخش می‌شه. رد اشک‌هات تا ابد روی شونه‌م می‌مونه همون‌جور که رد بوسه‌ت روی گونه‌هام مونده.

اگه یکم دقت کنی، می‌تونی خودتو از نگاه من ببینی و متوجه بشی که تو همیشه یه ستاره بودی، مهم نیست مردم حالا دارن می‌بیننش یا نه، تو همیشه یه ستاره بودی. ستاره‌ی من.

ستاره‌ی زیبا و دوست‌داشتنی من.

 

 

از طرف عشق کتاب، با عشق.

۰ ۷
من هنوز یادمه.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان